مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
258
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> - چون ملعونى در مجلس يزيد مردود گفت : « حسين آمد با جمع قليلي از أصحاب وأهل بيت خود ، پس بر آنها حمله آورديم وايشان بعضي پناه به بعضي مىبردند ، پس در يك ساعت همه را كشتيم . » فرمود زينب خاتون در جواب آن ملعون دون : « ثكلتك الثّواكل أيّها الكذّاب ، إنّ سيف أخي الحسين لم يترك في الكوفة بيتا إلّا فيه باك وباكية ونائح ونائحة » وتائيد فرمود آن را به روايت مرسل مقطوعى كه در شش روز براي ابن سعد لعين ششصد هزار سوار وهزارهزار پياده وارد شد ، پس يقينا كذب است ونقل اينگونه أمور مفاسد بسيار دارد - وشيخ ما علامه نوري نوّر اللّه مرقده در كتاب لؤلؤ مرجان طعن زده است بر آن كتاب وكتاب محرق القلوب مخصوصا از بين كتبي كه به تسامح نوشته شده اگرچه صاحبان آن دو از افاخم وجها بذهء فقهاء محققين راشدين شكر اللّه مساعيهم الجميلة مىباشند وفرمود كه جزوههاى منسوب به شهاب الدين عاملي را كه صاحب آن كتاب در آن مندرج نموده آوردهاند به نزد أستاذ ما مرحوم شيخ عبد الحسين طهراني وچون ديد كه همه جعل وكذب است فرمود به صاحب آن جزوهها كه اينها را به كسى نبايد بدهى كه اين دروغها را نخوانند ومعذلك صاحب إكسير آنها را گرفته ، جزء كتاب خود گردانيده - حقير گويد : « إنّما الأعمال بالنّيات » وشيخ شهاب الدين عاملي شيخ جليلى از فقهاى مشايخ شيعه است ودر شرح وافيه وحواشي آن از أو نقل مىشود وليكن انتساب آن جزوهها به أو معلوم نيست مثل انتساب كتب ثلاثة در مقاتل به شيخ ابن عصفور . واما فوادح الحسينية تاليف شيخ حسين نجفي من آل عصفور كه آن را متمم منتخب طريحى نوشته بسيار معتبر است وصحيحتر است از منتخب ومثل منتخب ندارد كه حضرت عبد العظيم حسنى را زنده در رى دفن كردند . بدان كه أستاذ أبو إسحاق اسفراينى كه از فقهاء متكلمين شافعيه است - وأبو عبد اللّه حاكم نيشابورى در وصف أو گفته كه عامهء شيوخ نيشابور از أو اخذ علم نمودند وأهل عراق وخراسان اتفاق كردند بر وفور علم أو وأبو بكر بيهقى روايات بسيار از أو اخذ نموده وأبو القاسم قشيرى به درس أو حاضر مىشد ووفات أو به قول ابن خلكان در مجلد دوم تاريخ أو در سنهء چهارصد وهجده بود در نيشابور واز آنجا نقل شد به اسفرائن بعد از آنكه در كتاب قرة العين في مشهد الحسين عليه السّلام شجاعة أبى الفضل را به نحو مستوفى آورده وحكايت ما در طاويه را قريب به آنچه گذشت مفصلا روايت كرده ، شجاعت دو پسر شجاع عباس كه محمد بن العباس وقاسم بن عباس باشند از أولاد آن حضرت ذكر كرده وذكر قاسم را در كتاب ديگر نديدم وروايت كرده كه شهادت عباس را قبل از عاشورا مثل أبى مخنف ، زيرا كه اتفاق مقاتله را در ظرف سه يوم روايت كرده وآنكه حضرت سيد الشهداء أرواحنا فداه در هر يوم بلكه در هر حمله هزار يا پانصد ونحو آن مىكشتند گفته است بعد از ذكر شهادت عباس « قال الرّاوي : فلمّا أصبح اللّه بالصّباح ، ركب القوم ورجعوا على الحسين ، فتذكّر أخاه العبّاس وشفقته عليه ، وجعل ينادي : وا عوني بك يا اللّه وا غياثاه » پس هر فارسي بعد از فارسي بيرون مىرفت به جهاد وجمع كثيرى را از دويست يا سيصد وكم وزياد مىكشت تا جميع أنصار شهيد شدند وآن حضرت حمله مىبرد وجمع كثيرى مىكشت تا آنكه نعش آن شهيد را به نزديك -